السيد جعفر السجادي
277
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
سير به طرف كمال مطلوب خود است . محبت و عشق . و بالجمله يكى از مباحث ذوقى ملا صدرا بحث از شوق هيولى به صورت است . وى در مقام اثبات نظر خود مقدماتى ذكر كرده است از جمله : 1 - وجوه حقيقتى واحد و عينى است . 2 - حقيقت هر ماهيتى وجود خارجى او است و تحقق ماهيت به وجود است . 3 - آن چه در خارج متحقق است نحوهء وجود اشياء است و ماهيت منتزع از مراتب وجود است . 4 - معشوق واقعى به طور مطلق وجود است . 5 - شوق عبارت از طلب كمال است . و كسى شايق است كه واجد مرتبهاى از كمال و فاقد مرتبهاى ديگر از آن باشد نه واجد كلى و نه فاقد كلى . ملا صدرا حركات و سير همه موجودات را به واسطهء شوق و عشق به كمال مىداند همهء موجودات ناقصه به سوى كمال در حركتاند و از قوتها به فعلها سير مىكنند . « 1 » هيولى مشتاق به كسب همهء صورتهاى ممكن است اين شوقها در دو سلسلهء طوليه و عرضيه در همهء موجودات جهان وجود هست و همه به عشق عزيزى ذاتى به سوى كمالات در جريان و سيلاناند . زيرا صورت با فعليتهاى اشياء و كمالات آنها است و بحث مستوفى در باب شوقها و عشقهاى موجودات به سوى كمال حقيقى كرده است و نيز بحثى مستوفى در باب صورتها كرده است و غايت سير موجودات ذات حق است . هر حركت ارادى داراى مبادى است كه مبدأ قريب آن قوهء محركه مباشر با فعل است در حيوان ، منظور مبادى افعال است كه تصور ، تصديق ، علم تصديقى و شوق و شوق متأكد و سرانجام حركت عضلات براى انجام فعل باشد كه ارادهء مؤكد يا شوق مؤكد را اجتماع نامند اينها مبادى افعال ارادى است . گاه باشد كه صورت مرتسمه در ذهن كه به دنبال آن مقدمات و مبادى ديگر حاصل و منتهى به انجام فعل مىشود همان صورت مرتسمه ، غايت و هدف فعل است چنانكه انسان از محل سكونت خود ناراحت است قصد محلى ديگر كند و بدان محل رود كه مطلوب صرفا همان محل دوم است كه مرسوم در ذهن او بوده است و گاه غايت عين صورت مرتسم در ذهن او نباشد مثل اين كه انسان آن محل را به خاطر ملاقات دوستى انتخاب كرده است كه ما اليه الحركت بالذات غايت مطلوب او نيست . « 2 » در قسم اول غايت متشوقه نفس ما اليه الحركه است و در قسم دوم غايت متشوقه بعد از نيل بما اليه الحركت حاصل مىشود كه ملاقات دوست باشد و گاه باشد كه نفس حركت غايت متشوقهء متحرك باشد بنابراين غايت حركت در هر حالى آن چيزى است كه غايت حقيقى اوليه است براى مبدأ قريب حركت كه در عضله است و بالجمله غايت نخست در ذهن و قوهء مدركه ترسيم مىشود و سپس به وسيلهء قوهء محركهء مبدأ قريب بعد از حصول مبادى ديگر حاصل
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 242 به بعد . ( 2 ) همان ، صص 242 - 250 به بعد .